پارودي(Parody) يا نقيضه پردازي و بررسي آن در آثار عبيد زاكاني
یوسف شفیعی چالی تبار
دبیر مراکز آموزشی بابل
پارودي(Parody) در حقيقت تقليد تمسخرآميزي از يك شعر، نثر يا به طور كلي اثر ادبي مي باشد كه در اين كار تلاش مي شود ويژگي سبكي و بيان صاحب اثر اصلي تا حد بسيار زيادي رعايت گردد. نقيضه همان كاري را در ادبيات انجام مي دهد كه كاريكاتور در نقاشي. هدف نقيضه پردازي اغلب انتقاد از اثر اصلي يا نويسنده ي آن است ولي گاهي نقيضه خود اثري هنري مستقلي است.(1)
به عنوان نمونه مي توان به «رساله ي تعريفات » عبيد زاكاني و يا «لغت نامه ی شيطان »امبروز بي يرس (Ambrose Bierce) ،نويسنده ي آمريكايي، اشاره كرد كه با تقليدي پر از طعن و نيش و كنايه هاي طنزآميز واژه ها را معني كرده اند.(2)
به طور كلي شاعران و نويسندگان يكي از سه روش زير را براي نوشتن پارودي (نقيضه) به كار مي برند:(۳)
1- از نظر لفظ : با تغيير دادن كلمات، اثر اصلي را به شكل فكاهي و عاميانه درمي آورند مثل تقليد غزل هاي «بسحاق اطعمه» از غزليات سعدي و حافظ :
دارم از «كله» و « كيپا » گله چندان كه مپرس
كه چنان رو شده ام بي سر و سامان كه مپرس ( بسحاق اطعمه )
كه نقيضه اي است بر يك غزل حافظ با مطلع :
«دارم از زلف سياهش گله چندان كه مپرس
كه چنان زو شده ام بي سروسامان كه مپرس»
و يا صادق هدايت بر شعر معرف «دماونديه» ي ملك الشعراي بهار نقيضه اي ساخته است:(4)
اي ديو سپيد پاي در بند
اي گنبد گيتي اي دماوند
ازنسيم به سريكي كله خود
ز آهن به ميان يكي كمربند (بهار)
اي صاف و سفيد كله ي قند
وز نخ به ميان يكي كمربند (صادق هدايت)
2- از نظر سبك و شيوه ي بيان كه در آن روش نگارش يا شيوه ی شاعري نويسندگان و شاعران براي بيان موضوعي غير جدي انتخاب مي شود همانند «خارستان» اديب كرماني كه تقليد طنزآميزي است از سبك گلستان سعدي. (5)
3- از نظر درون مايه كه محتواي اثري به شكل طنزآميز بازسازي مي شود همانند رساله ي « اخلاق الاشراف».
عبيد زاكاني و نقيضه پردازي
در ادب فارسي مي توان از افرادي چون «بسحاق اطعمه»، «نظام الدين قاري يزدي» و « فريدون توللي» (با كتاب التفاصيل كه نثر مصنوع گذشتگان را مورد تقليد قرار داد)، نام برد. اما در اين ميان آثار عبيد زاكاني هم به لحاظ حجم و هم به خاطر قدرت بيان عبيد قابل توجه است.
عبيد با توجه به اوضاع نامناسب و فساد اجتماعي حاكم بر زمان خود آثاري را پديد آورد كه نه تنها از نظر ادبي اهميت دارند، بلكه مي توان آن ها را از نظر آگاهي يافتن به اوضاع اجتماعي و سياسي دوران او مورد بررسي قرار داد.
آثاري چون «صد پند»، «رساله ی دلگشا» و «اشعار و تمثيلات او» همان گونه كه گفته شد، نوعي پارودي و نقيضه محسوب مي گردند.
بررسي مختصر آثار عبيد
الف- صد پند «عبيد آن را در سال 750 ه . ق نوشت و در آغاز آن گفت: كه در آن اوان رساله اي را كه افلاطون براي شاگرد خود ارسطو نوشت و خواجه نصير توسي آن را به پارسي درآورد و با پندنامه ي انوشيروان همراه كرده بود، مطالعه كرد و بر آن ترتيب پندنامه هايي اتفاق افتاد از شائبه ي ريا خالي و تكلفات عاري». (6)
در اين پندنامه كه شامل صد پند است، عبيد زاكاني با شيوه ی مخصوص خود انتقادات خود را همراه با طنز طعنه بيان كرده است. نمونه هايي از اين پندنامه را مي خوانيم :
مستان را دست گيريد/ از مجلس عربده بگذريد/ راستي و انصاف و مسلماني از بازاريان مطلبيد.
در راستي و وفاداري مبالغه مكنيد تا به قولنج و ديگر امراض مبتلا نشويد.
به هر حال از مرگ بپرهيزيد كه از قديم مرگ را مكروه داشته اند...(7)
ب- اخلاق الاشراف «اين كتاب در حقيقت مهم ترين اثر منثور اوست كه تقليد طنزآميزي از" اوصاف الاشراف" خواجه نصير توسي است. مقصود عبيد در اين رساله في الواقع بيان مفاسد اخلاق و اوصاف رجال روزگار او بود كه الحق بيشتر آن ها از اراذل جهان بودند نه از افاضل دوران» (8)
ج- اشعار و تمثيلات عبيد زاكاني كه شاعر از اشعار معروف ديگران تقليد كرده است:
چه تفاوت كند از آن كه بيايي بر ما
«بامدادان كه تفاوت نكند ليل و نهار»
دست دردامن مي زن كه ازاين سپس شب و روز
«خوش بود دامن صحرا و تماشاي بهار»
اشعار داخل گیومه از سعدي است .
و يا شعر زير:
«مردم به عيش خوشدل من و مبتلاي قرض
هر كس به كار و باري و من مبتلاي قرض
فرض خداي و قرض خلايق به گردنم
آيا اداي فرض كنم يا اداي قرض
مردم ز دست قرض گريزان و من همي
خواهم پس از نماز و دعا از خداي قرض
گر خواجه تربيت نكند پيش پادشاه
مسكين عبيد نكند آخر اداي قرض» (9)
كه بي ترديد نقيضه اي است بر شعر معروف «برف» از كمال الدين اصفهاني با مطلع :
«هرگز كسي نداند بدين سان نشان برف
گويي كه لقمه اي است زمين در دهان برف»
متاسفانه بسياري از اشعار اين گونه ی عبيد داراي الفاظ نامناسب و زشت است كه از ذکر آن ها خودداري مي شود.
خوب است بدانيم «امبروز بي يرس» اهل آمريكا در قرن نوزدهم لغت نامه اي به نام «لغت نامه ی شيطان» نوشت كه بي شباهت به رساله ي تعريفات عبيد نيست .(10)
پي نوشت ها
1- ميرصادقي، ميمنت ، واژه نامه ي هنر شاعري، تهران، انتشارات مهناز، ص 279.
2- ناتل خانلري، پرويز، هفتاد سخن، تهران، توس، ج 3، ص 122.
3- ميرصادقي، ميمنت، واژه نامه ي هنر شاعري، ص 280.
4- شميسا، دكتر سيروس، انواع ادبي، تهران، توس، ص 231.
5- همان، ص 231.
6- صفا، ذبيح الله، تاريخ ادبيات ، تهران، توس، ج 2/3، ص 1271.
7- كليات عبيد زاكاني، ص 52 به بعد .
8- صفا، ذبيح الله ، تاريخ ادبيات، تهران، توس، ج 2/3، ص 1270.
9- كليات عبيد زاكاني، صص 70 ، 71 ، 72.
10- ناتل خانلري، پرويز، هفتاد سخن، ص 122.